و این هم بگذشت

اولین شب یلدا هم، بدون حضور فیزیکی مامان گذشت. خانواده ما تا 19 شهریور سال آینده بسیاری از اینگونه مناسبتها خواهد داشت. مناستهایی با چاشنی‌ای از اندوه فراق و امید وصال. هر چند ماجراهای دیشب بیش از گذشته این باور که مامان در کنار ماست را برایم واقعیت بخشید. وقتی که از زبان لسان‌الغیب برای تک تک افراد حاضر، فالی بسیار نزدیک به حال و روز اینروزهاشان و نیت فردایشان گفته شد و خوانده شد.

برای پدرم، اخطار برای وضعیتهای غیر مطمئن آینده،

برای من،‌ امید به فردا و صبر و شکیبایی،

برای برادرم، پند پایان دادن به شرایط ناگوارش با درایت و تلاش،

برای خواهرم، راهکار خروج از ناراحتی و نگرانی هایش و هم ناراحت نکردن دیگران،

برای همسرم، اعتماد و اطمینان به خود و آینده روشنش،

و برای دایی،‌ زن‌دایی و دخترانش و پسرخاله عزیزم، هر کدام به فراخور پندی، سفارشی و شرح حالی.

و این هم فال من از کتاب هدیه حافظ تالیف دکتر عباس عطاری کرمانی:

یلدای 90

/ 0 نظر / 13 بازدید