زیارت قبور
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : سیاوش

مطلب زیر، متن پیاده شده از قسمت انتهای یکی از سخنرانی‌های دکتر الهی قمشه‌ای است. در این مطلب، به بحثی پرداخته شده که شاید ذهن خیلی‌ها رو به خودش مشغول کرده باشد. بطور مثال، یکی از دوستان وقتی در مورد رفتن سر مزار پدر مرحومش حرف می‌زد، می‌گفت بعضی وقتها خیلی دلم براش تنگ میشه و می‌‌خوام برم پیشش، اما بعد به خودم می‌گم که اون زیر که چیزی نیست، پس چه فایده.

اینم یکی از گرفتکاریهای جامعه ماست که هنوز نفهمیدیم که خاک سعدی شیراز کجاست؟ پا میشیم میریم شیراز. ما هنوز قبول نکردیم که این بدن کاره‌ای نیست و اونی که عاشق میشه، اون میره به یه عالم دیگری و عشق جاودانه است. به همین جهت، دائما دنبال گور این و گور اون می‌گردیم. یکی از بزرگان سخنرانی می‌کرد و می‌گفت: جوونها بگردین و گور میرزا عبدالله را پیدا کنید. کجاست گور میرزا عبدالله؟ گفتم: گور میرزا عبدالله فرض کن حالا، همین‌جاست. گور میرزا عبدالله، ردیف میرزا عبدالله است اگه آدمی بلد باشه. هر وقت خواستین برین سر قبر میرزا عبدالله،‌ برین پیش یه آدمی که ردیف میرزا عبدالله رو بلده و به شما یاد میده. این میشه زیارت گور میرزا عبدالله.

من خودم الان سی‌ ساله که مرحوم پدرم فوت کرده، هیچ سر مقبره او نرفتم، ما یکبار مرحوم پدر رو به خاک سپردیم و اون دیگه بقیه‌اش وجود داره.  روح اون جاودانه و همیشه با ما هست. ما یه مقدار زیادی صورت پرست شدیم و  تصورمون اینه که شبهای جمعه ارواح آزادن، تعطیلن، نمی‌دونیم شنبه، یکشنبه اونجا چه جوریه و فکر می‌کنیم لابد شبهای جمعه که ما تعطیلیم اونهام تعطیلن و ارواح میان اونجا و ما هم میریم اونجا و می‌تونیم همدیگه رو ملاقات کنیم. مثل آدمهایی که ممنوع الورود هستند و مثلا قرار میزارن که هم دیگر رو تو دبی ببینند. روح که ممنوع‌الملاقات نیست و می‌تونه بیاد خونه شما. وقتی می‌تونه بیاد تو اون قبرستون میاد تو خونه شما، مثلا مرحوم پدرم، وقتی ما خواهرها و برادرها، دور هم نشستیم، پدر چرا نیاد اینجا و بره قبرستون. که چی،‌ بره اونجا منتظره ما باشه و بگه هیچ کدومشون نیومدند ؟ اگه روح آزاد باشه خوب یه دفعه میاد خونه ما که بهتره  و اگه آزاد نیست اونجا چی جوری میره.

این به خاطر تصوراتی که ما داریم و آزاد نیستیم. عشق به خوبی، گرفتاری هم داره. گرفتاری یه چیزهایی است که نمی‌ذاره به اونها برسیم. یکیشم همین صورت پرستیه. ائمه ما هم گفتند که اگه خواستی بدونی امام رضا کجاست و زیارتش کنی. گفتند: فی قلوب من والاهو قبره. قبرش در دل کسیه که اونو دوست داره. تو برو ببین، اگه این آدم، اون رو دوست داره، برو این آدم رو زیارت کن. هیچی بهتر از زیارت یک ولی، یه کسی که عاشق اونه نیست، کسی اگه مثلا عاشق الهی قمشه‌ای هست (مرحوم پدرم) اگه ببینه کس دیگه‌ای هم هست که عاشق اونه خوب میره زیارت اون. نزدیکترین کس به اون اینه.

و فی قلوب من والاهو قبره. این حرف خیلی مهمه که متاسفانه نمی‌زنن این حرفو. که در دل اون کسیه که دوستش داره،‌ اون کسی که امام حسین رو دوست داره،  ممکنه بقل دستت نشسته باشه. تو داری پا میشی میری اونجا. البته اون سیر ظاهری، در بعضی افراد یه احوالی ایجاد می‌کنه ولی این تصورات نباید برای بوجود بیاد که اون رو اونجا میشه دید. اون رو شما همه جا می‌تونین، هر جا که شما دلتون با اون پیوندی برقرار بکنه و معرفتی از اون پیدا بکنین و دلتون پر بزنه برای اون، اون میاد پیش شما. کما اینکه اگه دلتون برای خدا هم پر بزنه همینه.

یکی میگفت: من عاشق خدا هستم، نمیاد خدا. گفتم: نیستی هنوز، اگه باشی خداوند منتظره یکی دلش پر بزنه فورا میاد. اینقدر هم دلش نازکه خداوند، به محض اینکه ببینه تو داری غصه می‌خوری که من در فراق تو هستم و کجایی، همون موقع میاد. اصلا همون فراق اون فرستاده قبلا، که تو احساس بکنی و گرنه تو که احساس فراق اون رو نمی‌کردی. اگه دیدی دلت تنگ شده برای خدا، بدون که اونجاست، بدون که اومده.

ایشالله که ما عاشق بشیم به معنی واقعی، عاشق روح، روح به معنای حقیقی، به معنای عشق، به معنای شادی و به معنای جاودانگیه. روح نه زاده شده و نه میمیره، لم یلد و لم یولده. روح ما نماینده خداست. لم یلد و لم یولد و لم‌یکن له کفوا احد.