دنیایی دیگر
ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩۱ : توسط : سیاوش

کنار دریا نشسته بودم. دریای امیرآباد در نزدیکی لنگرود. دریا اینبار بیش از همیشه آرام بود و هوای خنک بهاری و موجهای نرمی که یک به یک خود را به ساحل ‌رسانده و به دریا برمی‌گشتند، یکی از لذت بخش‌ترین لحظات دیدار هر ماهه‌ام را از مزار مادر بوجود می‌آورد. خواهرزاده‌ام شیرینم و دو دختر خاله‌ کوچکم در ساحل مشغول بازی بودند و هر بار پس از برخورد موجی به پاهای برهنه‌اشان روی ساحل شنی، احساس لذتشان را با فریادهای سرشار از شعف و سرخوشی نشان می‌دادند. آن لحظات که میانروز جمعه  بود با احساسی خاص برای من سپری می‌گردید. احساسی، ناشی از فوران مطالبی که در ذهن داشتم. هفته گذشته فرصتی بود برای خواندن کتابهایی که مدتها در فکرشان بودم و تفکر در مقوله‌هایی که مدتها از آنها دور بودم و اکنون این افکار، ذهن مرا در خود می‌پیچاند.

جهان در دوره‌هایی متعددی از تاریخ انسان، چهره جدیدی از خود فرا روی انسان و بشریت قرار داده است. زمانی زمین همچون صفحه‌ای تخت تصور می‌شد که تا بی‌نهایت ادامه دارد و اگر کسی خود را به انتهای آن می‌رساند ممکن بود به ناکجا آباد پرت شود. تصور احساس و افکار مردمی که در آن زمان به کروی بودن زمین پی برده‌اند، بسیار جالب است. گروهی در این فکر بودند چگونه کسانی که در نیم کره پایینی هستند به آسمان پرت نمی‌شوند و اب دریاها همگی به سمت پایین فرو نمی‌ریزد. از آن زمان چیزی بیش از نیم قرن نمی‌گذرد که عصر تکنولوژی ما را کم کم به شناخت دنیایی که در آنیم قادر ساخت. جهان ما به مدد تلسکوپ هابل روز به روز گسترده تر شد. وقتی من در دوره دبیرستان کتابهای علمی مربوط به فرضیات کیهانشناسی را مطالعه می‌کردم. صحبت از وسعتی به اندازه 14 میلیارد سال نوری بود و امروز این فاصله بسیار بعید را تنها جهان مرئی می‌دانند و خارج از آن را دنیایی که در آن سرعت انبساط فضا بیش از سرعت نور بوده و بنابراین نور آن به ما نخواهد رسید.

زمانی معادلات نسبیت عام و خاص انیشتن و اصل عدم قطعیت فیزیک کوانتوم، تنها فرضیاتی بود که دنیای قابل پیش‌بینی نیوتنی را پیچیده کرده بود اما اکنون با اطمینان از صحت این فرضیات، فضا تبدیل به اقیانوسی شده است که سیارات در آن شناورند و به نظر می‌رسد ما تا کنون تنها سطح این اقیانوس را می‌دیده‌ایم و از اعماق آن هیچ اطلاعی نداریم. وسعت این اقیانوس به اندازه‌ای است که می‌توان تصور کرد ما دوباره همانند همان مردمی هستیم که تازه به کروی بودن زمین خود پی برده‌اند. اقیانوسی بی‌انتها که در وهم انسان هم نمی‌گنجد. آرتور سی‌کلارک در مقدمه اودیسه 2001 با یک محاسبه ساده به این نتیجه رسید که به ازای هر انسانی که از ابتدای تاریخ تا کنون در زمین وجود داشته است (حدود یکصد میلیارد) یک ستاره همانند خورشید تنها در کهکشان راه شیری وجود دارد. اما اکنون به جای یک ستاره می‌توان هزار کهکشان همانند راه شیری قرار داد.

اکنون با ترکیب تمام قوانین فیزیکی کشف شده، مرز بین فیزیک و ماوراء آن (همانگونه که در کتاب متافیزیک از نگاه فیزیک  اثرباب توبن، فردآلن ولف بدان پرداخته شده است،( در حال فرو ریختن است. دیگر مسائلی مانند تله‌پاتی، طی‌العرض، سفر در زمان، خم کردن اجسام با ذهن، شناوری در هوا و نامرنی شدن را می‌توان جزء اتفاقاتی قابل مطالعه و امکان‌پذیر در طبیعت دانست و مسائل عرفانی همچون ابدی و ازلی بودن جهان هستی،‌ وجود کل جهان هستی درون هر ذره و‌ تناسخ را در محدوده قوانین فیزیکی جهان هستی توجیه نمود.

تصور اینکه تمام اعتقادات عجیب و غریب ملل مختلف حقایقی بوده‌اند که ما تا کنون از درک آن عاجز بوده‌ایم احساس ویژه را در من بوجود ‌آورده است و از همه ویژه‌تر تصور دنیاهای موازی است. دنیاهایی که شاید بتوانیم عزیزان سفر کرده‌امان را در شرایطی بسیار بهتر از اینجا ببینیم و از مصاحبتشان لذت ببریم.