سالگرد اجی
ساعت ٥:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٠ : توسط : سیاوش

پنج شنبه دو هفته قبل مراسم سالگرد اجی بود. یکسال شده که اونو از دست دادیم و الان به نظر می‌رسه تقریبا همه با نبودش عادت کردند. یکسال قبل در 30/10/89 اجی صبح زود از خواب پا میشه، برای خودش یه چایی دم میزاره و بعد میاد تو جایی که برای خودش داشت کنار بخاری که چرت بزنه تا بقیه از خواب پاشن و صبحونه بخوره. اما اون چرت کوتاه تبدیل میشه به یه خواب ابدی.

اجی 79 سال عمر کرد، 79 بهار، تابستون، پاییز و زمستون رو پشت سر گذاشت و هشت بچه رو به سرانجام رسوند. به خیلی‌ها محبت کرد و شاید اشتباهاتی رو هم مرتکب شد. اما امروز دیگه در میون ما (پسراش، دختراش، عروساش، داماداش و نوه‌هاش) نیست که با دیدنش احساس آرامش کنیم و اونو نشون بدیم بگیم این خانم،‌ مامان ماست، مامان بزرگ ماست. عزیز ماست. اجی ماست.

اما هر جا هست یادش با ماست.

تو مسجد، آخوند مجلس شعری خواند با این مضمون که " تنها خداست که نمی‌میرد". اما این حرف در درون من سئوالی را بوجود آورد که اگر به مدد علم و تکنولوژی بشر توانست بر مرگ غلبه کند آیا او خدا خواهد شد؟