بود آیا ...
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠ : توسط : سیاوش

مطلب کوتاه زیر را در سایتی خواندم:

"در ایران زمین عمل گره زدن یا قفل زدن، هم می‌تواند موجد خیر شود هم موجد شر و این بستگی دارد که گره یا قفل برای انتقال نیرو از منبع مقدس و پاک باشد یا از منبع اهریمنی و ناپاک. مثلاً چنانچه این گره یا قفل در مکان‌های مقدس و برای اتصال به قدیسان مذهبی باشد باعث انتقال نیروی شفادهنده اینان می‌شود و رفع خطر می‌کند اما اگر در مواقع مهمی چون ازدواج و زایمان باشد باعث ایجاد گره و بستگی همانندی در روند آن کار می‌شود."

یاد مامان افتادم که همیشه خدا اگه چیزی گم شده بود و می‌خواست پیداش کنه یه گره کوچیک به روسریش می‌زد و زیر لب شروع می‌کرد به صلوات فرستادن و گشتن دنبال اون و اگه پیداش می‌کرد گره روسریش رو هم باز می‌کرد. ما خیلی وقتها تو خونه، از شلخته بازی و حواس‌پرتی خودمون، مدارک مهم‌امون مثل کارت ملی،‌ شناسنامه، مدارک دانشگاه و خیلی چیزای دیگه‌ رو گم می‌کردیم و این مامان بود که بیشتر از همه حرص می‌خورد و می‌گشت تا اونو پیدا کنه. اگه مامان از پیدا کردن چیزی مایوس می‌شد ما دیگه باید قیدش رو می‌زدیم. به قول مامان: "کار شما شده گم کردن و کار منم پیدا کردن."  بی‌خیالی و باری به هر جهت زندگی کردن کار ما بود و هر چی حرص و جوش بود مال اون.

ولی مامان‌جان؛ ما دیگه کسی رو نداریم تا گره‌ای که با رفتنت، تو زندگی ما افتاده رو باز کنه.

بود آیا  که خرامان ز درم بازآیی                              گره از کار فروبسته ما بکشایی