بخاطر مادرم
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠ : توسط : سیاوش

مادرم در یک بعد از ظهر غمناک، هنگامی که من در خانه با اشتیاق مشغول آماده کردن مقداری آب میوه بودم تا فردا صبح برایش به بیمارستان ببرم بی آنکه به ما فرصت خداحافظی بدهد برحمت خدا رفت و اکنون حدود 20 روز است که من، فقط با یادش و خاطرات هر روز و ساعت این 35 سالی که با هم بودیم سر می کنم.  این وبلاگ تلاشی است برای زنده نگهداشتنش با بازآفریدن آنچه از او در فکر و ذهن ما نقش بسته.

اولین عکس از مادرم را عکسی انتخاب می کنم که از من خواست بهمراه پدرش (آقاجون) در حیاط خانه پدریش از او بگیرم .  این عکس در بهار سال 84 گرفته شده و این 4 سال قبل از رفتن آقاجون بود.

عید 84