ششمین سالگرد
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٦ : توسط : سیاوش

امسال ششمین سالگرد مامان رو هم در لنگرود برگزار کردیم. دوباره همان برنامه های همیشگی با کمی تغییرات به خاطر تغییر حال روز تک تک افراد خانواده. خواهرم و همسرش روز چهارشنبه 15 شهریور میوه و وسائل حلوای نذری رو خریدن و بعد ما که به شهر رسیدیم برنامه برای غذای نذری آماده ای را در شب پنج شنبه گذاشتیم. روز پنج شنبه میوه ها را بسته بندی کردیم و حلوای پخته شده را در دیسها پذیرایی قراردادیم و همگی در وادی لنگرود جمع شدیم تا مراسم را برگزار کنیم. البته مثل پارسال بلندگوی USB خوری هم تهیه شد تا سوره یاسین و مداحی های مادر محمود کریمی و بقیه را نیز در پس زمینه ناله ها و مویه ها و اشکها داشته باشیم.

با خود می گویم این تکرارها شاید به ظاهر بیهوده به نظر برسد اما برای خانواده بزرگی که اعضایش اینگونه در روزهای عادی سال از همه فاصله دارند، چه از نظر مکانی و چه از نظر فضایی (در حال و روزهای متفاوتی بسر می برند) این گردهمایی میعادی است که فرای همه بغض ها و کینه ها به یاد عزیزان درگذشته شان در کنار یکدیگر قرار بگیرند و لحظاتی مجددا به یادآورند که گذشته و میراث مشترکی دارند.

برای من حال و هوای این سالگردها، عمیق تر و لذیذ تر از بسیاری از دورهمی های دیگر به مناسبات مختلف اعم از اعیاد یا مهمانی های معمول دارد، چرا که اینگونه احساس می کنم در لحظاتی که در قبرستان کنار عزیزان از دست رفته هستیم کمتر به فکر خود و سرنوشت خود و همینطور کمتر نگران حفظ ماسک بیرونی در مقابل دیگران هستیم، به عبارتی بیشتر با خودیم و کمتر در بند خود. اینگونه صفای دیدن دوستان و آشنایان بسیار بیش از سایر اوقات است که معمولا آنقدر در خودیم که نمی توانیم حال و روز دیگری را احساس کنیم.

به هر روی سالگرد ششم نیز به انجام رسید و ما دوباره به زندگی عادی بازگشتیم و این برای من خیال خوبی است که با هر نفس گامی به مامان نزدیکتر می شوم.