Mama, I Love You, Mama
ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : سیاوش

ترانه‌ای از سینا حجازی شنیدم که اول صبح هم روحیه خوبی به من داد و هم باعث شد روزهای خوب در کنار مامان بودن رو دوباره به یاد بیارم. متن این ترانه قشنگ رو به یاد مامان براتون می‌گذارم.

چشامو وا کردم، تو بودی
چشامو بستم، صدات بود
روزا قربون صدقه ها
شبها لالایی هات بود

دنیام کوچیک بود، قد دستات
انگار عشق به من
دستات، پس داد
حالا بزرگ شده ام
چقدر کوچیکه دستات
مامان، قربون دستات

می دونم هی، چشات تر شد
تا من هی، قدم بلندتر شد
تا رسوندی منو به رویاهام
مامان هی، رویاهات پرپر شد

می دونی، دنیامو، واسه ی من ساختی
می دونم، رویاتو، واسه ی من باختی

می خندیدم، می خندیدی با من
مریض بودم، مریض بودی تا من
خوب شم، تو هم خوب شی
مامان تا ابد بمون با من

چه خوب بود، قدیما
کودکیم، با تو
می نشستی، تو آفتاب
می بافتی موهاتو

سرت رو به آسمون بود
می بستی چشماتو
مامان بخدا تو فرشته ای
فقط بریدن بالاتو

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama


چقدر زندگی سخت بود، ماما
چهره اش پر از اخم بود، ماما
گفتی دنیا پُره شیرینیه
مزه اش چقدر تلخ بود، ماما

هر روز
یکی بود، یکی نبود
یکی عاشق بود، اون یکی نبود
چه خبر از این، گنبد کبود
مامان، کاشکی تاریکی نبود

دنیای من فانوس نداشت
چیزی بجز کابوس نداشت
امروز می فهمم هیچ کسی
مثل تو منو دوست نداشت

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama

Mama, I Love You, Mama