Imagine
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩۳ : توسط : سیاوش

تصور کن هیچ بهشت و جهنمی وجود ندارد و هر چه هست همین زمین زیر پا  و آسمان بالای سر ماست. تصور کن تمام انسانها فقط امروز زنده‌‌اند و هیچ کشور، مذهب و هیچ دلیلی برای کشتن یا کشته شدن وجود ندارد. تصور کن هیچگونه مالکیتی وجود ندارد و حرص و گرسنگی از بین رفته است و همه  برادرانه و در صلح در کنار هم زندگی می‌کنند. شاید مرا خیالاتی بدانی اما من تنها در این رویا نیستم و امیدوارم روزی، تو هم به ما بپیوندی و جهان ما یکی گردد.

جملات و کلمات ساده‌ای هستند که توسط جان لنون در یک آهنگ آرام و ساده بیان شده است. این آهنگ تعریف بهشت روی زمین است. جهانی بدون حرص، گرسنگی، جنگ،‌ بهشت، جهنم، مذهب، میهن‌پرستی و مالکیت و جهانی پر از صلح، برادری و واقع‌گرایی. تصور چنین جهانی ساده نیست. عده‌ای اعتقادی به واقعیت یافتن چنین جهانی ندارند و همه آنچه در این آهنگ تصور شده را در جهانی دیگر جستجو می‌کنند و عده‌ای دیگر منتظر منجی‌ برای تحقق این رویا هستند. اما به نظر من، این رویا دستیافتنی است اگر همه تلاش کنیم که چارچوب وقوع آنرا روشن کنیم و مراحل رسیدن به آنرا بیابیم.

 Imagine there's no heaven
It's easy if you try
No hell below us
Above us only sky
Imagine all the people
Living for today...

Imagine there's no country
It isn't hard to do
Nothing to kill or die for
And no religion too
Imagine all the people
Living life in peace...

You may say I'm a dreamer
But I'm not the only one
I hope someday you'll join us
And the world will be as one

Imagine no possessions
I wonder if you can
No need for greed or hunger
A brotherhood of man
Imagine all the people
Sharing all the world...

You may say I'm a dreamer
But I'm not the only one
I hope someday you'll join us
And the world will live as one